روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر
هوای یار دگر دارم و دیار دگر
در این شعر، شاعر بیان میکند که احساساتی جدید نسبت به یک معشوق دیگر پیدا کرده و تصمیم دارد دلش را به او بسپارد. او از معشوق قبلیاش میگوید که احساس خوار کردگی نسبت به او دارد و برای همین به سمت دیگری رفته است. همچنین، به معشوق قبلیاش تأکید میکند که بین آنها دیگر ناز و نیاز وجود ندارد و باید به وضعیت جدید عادت کند. شاعر در انتها به صیاد (عاشق) خود پیشنهاد میدهد که به دنبال شکار جدیدی برود و از انکار عشق قدیمیاش خموش باشد، زیرا این احساسات و تغییرات قابل تکرار نیستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر
هوای یار دگر دارم و دیار دگر
به دیگری دهم این دل که خوار کردهٔ تست
چرا که عاشق تو دارد اعتبار دگر
میان ما و تو ناز و نیاز بر طرف است
به خود تو نیز بده بعد از این قرار دگر
خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم
به فکر صید دگر باشد و شکار دگر
خموش وحشی از انکار عشق او کاین حرف
حکایتیست که گفتی هزار بار دگر