به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند
مرا به لطف نهان تو بد گمان نکند
این شعر به احساسات و پیچیدگیهای عشق و رابطه اشاره دارد. شاعر از معشوق میخواهد که خنده و نازش را پنهان نکند و بیان کند که نگاه و توجه او مهم است. او به درد و رنجی که از عشق میکشد اشاره میکند و در عین حال، تاکید میکند که هر گونه جفا یا رنجی که ببیند، به خاطر ارتباط خاصی که با معشوق دارد، مهم نیست. در نهایت، شاعر بیان میکند که هرکس را نمیتوان به سادگی آزمایش کرد و باید به صبر و تحمل اهمیت داد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند
مرا به لطف نهان تو بد گمان نکند
تو خود مرا چه کنی لیک چشم را فرمای
که آن نگه که تو کردی زمان زمان نکند
تو رنجهای زمن و میل من ولی چکنم
بگو که ناز توام دست در میان نکند
گرم مجال نگاهی بود زمان چکنم
حکایتی که نگه میکند زبان نکند
هزار سود در این بیع هست خواهی دید
مرا بخر که خریدار من زیان نکند
جفا و هر چه کند گو به من خداوند است
ولیک نسبت ما را به این و آن نکند
بس است جور ز صبر آزمود وحشی را
هزار بار کسی را کس امتحان نکند