یاران خدای را به سوی او گذر کنید
باشد کش این خیال ز خاطر بدر کنید
این شعر به نوعی دعوت به توجه و ارتباط با خداوند است. شاعر از یارانش میخواهد که به سوی خداوند بروند و از افکار و خیالات مزاحم خود دور شوند. او به آتش درون و اشتیاق سفر اشاره میکند و از آنها میخواهد که با زبان خود حال و احوال درونیشان را بیان کنند. شاعر تأکید دارد که بیان حال آنها باید به گونهای باشد که دیگران نیز تحت تأثیر قرار گیرند و از نیرو و قوت سفر آگاه شوند. در نهایت، هشدار میدهد که اگر کسی از این حال آگاه شود، باید مراقب عواقب آن باشد و خود را از خطرات دور نگهدارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یاران خدای را به سوی او گذر کنید
باشد کش این خیال ز خاطر بدر کنید
در ما ز دست آتش و بر عزم رفتن است
چون آه ما زبان خود آتش اثر کنید
آتش زبان شوید و بگویید حال ما
هنگام حال گفتن ما دیده تر کنید
از حال ما چنانکه درو کارگر شود
آن بیمحل سفر کن ما را خبر کنید
منعش کنید از سفر و در میان منع
اغراق در صعوبت رنج سفر کنید
گر خود شنید جان ز من و مژده از شما
ور نشنود مباد که اینجا گذر کنید
وحشی گر این خبر شنود وای بر شما
از آتش زبانه کش او حذر کنید