ز عشق من به تو اغیار بدگمان شدهاند
کرشمههای نهان را نگاهبان شدهاند
در این شعر، شاعر از عشق عمیق خود به معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که اطرافیان و رقیبان از این عشق آگاه شدهاند و به او بدگمان شدهاند. او اشاره میکند که حریفان در مجالس به تماشای او و معشوقش نشستهاند و به این ترتیب حسادت و رقابت در دلها شکل گرفته است. همچنین به این نکته اشاره میکند که با وجود تمام این فشارها و کینهها، عشق او به معشوق همچنان در دلش وجود دارد و دیگران هم به بهانههای مختلف برای او نکتههایی دارند. در کل این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده شاعر نسبت به عشق و چشمداشتهایی است که از اطرافیان میبیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز عشق من به تو اغیار بدگمان شدهاند
کرشمههای نهان را نگاهبان شدهاند
حمایتی که حریفان بزم در بد من
تمام متفق و جمله همزبان شدهاند
عجب که بادهٔ رشکی نمیرود در جام
که سخت مجلسیان تو سرگران شدهاند
رقابت است که چون در دلی به کینه نشست
کسی ندید که من بعد مهربان شدهاند
همه برای تو دارند نکتهها وحشی
جماعتی ز حریفان که نکته دان شدهاند