کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
تا کارشان به جان نرسد کی ز جان برند
این شعر دربارهٔ روابط عاطفی و دوستیهاست. شاعر به این موضوع اشاره میکند که افراد اهل دل و عاشق به سادگی از یکدیگر جدا نمیشوند و تنها در شرایط خاصی مانند فراق یا درد عمیق از یکدیگر روی میگردانند. او همچنین به این نکته میپردازد که گاهی اوقات دلتنگی و سوز دل باعث میشود که اشخاص از یکدیگر دور شوند، اما جدایی آنها معمولا موقتی است و دوستان واقعی از همدیگر دور نمیشوند. در نهایت، شاعر به این باور میرسد که عشق و دوستی حقیقی از هر گونه جدایی فراتر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
تا کارشان به جان نرسد کی ز جان برند
از ما برید یار به اندک حکایتی
چندان نبود این که ز هم دوستان برند
شد گرم تا شنید ز ما سوز دل چو شمع
آه این چه حرف بود که ما را زبان برند
آنکس که گشت باعث سوز فراق ما
یارب سرش به مجلس او شمعسان برند
وحشی مبر به تیغ ز جانان که اهل دل
از هم نمیبرند اگر از جهان برند