دلم خود را به نیش غمزهای افکار میخواهد
شکایت دارد از آسودگی، آزار میخواهد
این شعر به بیان احساسات پرشور و آرزوهای دل میپردازد. شاعر از درد و غم زندگی شکایت دارد و میخواهد دلش را به خاطر زیبایی و ناز یار خوشحال کند. او به سختی و تلاش برای به دست آوردن عشق اشاره میکند و میگوید که تنها زیبایی صورت کافی نیست، بلکه باید عشق و محبت واقعی وجود داشته باشد. دل در برابر نگاههای دلربا و غمانگیز به زحمت میافتد و به صید شدن شبیه یک آهو در دام میشود. در نهایت، شاعر به تشنگی و نیاز دل به عشق اشاره میکند که نمیتوان آن را به سادگی به دست آورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دلم خود را به نیش غمزهای افکار میخواهد
شکایت دارد از آسودگی، آزار میخواهد
بلا اینست کاین دل بهر ناز و عشوه میمیرد
ز نیکویان نه تنها خوبی رخسار میخواهد
دل از دستی بدر بردن نباشد کار هر چشمی
نگاه پر تصرف غمزه پر کار میخواهد
بود آهو که صیادش به یک تیر افکند در خون
دلی را صید کردن کوشش بسیار میخواهد
غلامی هست وحشی نام و میخواهد خریداری
به بازار نکو رویان که خدمتکار میخواهد