ما را دو روزه دوری دیدار میکشد
زهریست این که اندک و بسیار میکشد
این شعر درباره درد و رنج فراق و جدایی از معشوق صحبت میکند. شاعر به وضوح بیان میکند که دوری معشوق او را به شدت آزار میدهد و این احساس زجرآور است. او مرگ تدریجی عشق را تشبیه به جراحت و بیماری میکند که هر لحظه بر شدت آن افزوده میشود. اشاره به وفاداری در بدی و بلایی که جدایی به همراه دارد، حس عمیق غم و اندوه را منتقل میکند. در نهایت، شاعر به شدت این درد را بیان میکند که جدایی هزار بار انسان را میکشد، نه تنها یک بار.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما را دو روزه دوری دیدار میکشد
زهریست این که اندک و بسیار میکشد
عمرت دراز باد که ما را فراق تو
خوش میبرد به زاری و خوش زار میکشد
مجروح را جراحت و بیمار را مرض
عشاق را مفارقت یار میکشد
آنجا که حسن دست به تیغ کرشمه برد
اول جفا کشان وفادار میکشد
وحشی چنین کشنده بلایی که هجر اوست
ما را هزار بار نه یک بار میکشد