غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد

گرچه گستاخیست می‌گوییم پرخوبی نکرد

۲

با وجود کاروان مصر کز هم نگسلد

یوسفی دارم که هرگز یاد یعقوبی نکرد

۳

کشت ما را هجر و یاری بر در سلطان وصل

جامهٔ خون بستهٔ ما بر سر چوبی نکرد

۴

دورم از مطلب همان به آنکه هرگز هیچکس

اینقدرها جهد در تحصیل مطلوبی نکرد

۵

با بلایی چون بلای هجر عمری کرد صبر

آنچه وحشی کرد هرگز هیچ ایوبی نکرد

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی