میکشم زان تند خو گر صد تغافل میکند
دیگری باشد کجا چندین تحمل میکند
در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و دردهای عاشقانه خود اشاره میکند. او از تحمل رنج ناشی از عشق میگوید و به تندی و زودجوشی معشوق اشاره میکند. بلبل، به خاطر شوقی که دارد، فریاد میزند و گلها در این میان در حال خندیدن به این شوق هستند. شاعر از زیبایی و تجمل ظاهری خود میگوید و دلی پردرد را هم به تصویر میکشد. زلف محبوبش، او را محصور کرده و باعث میشود که احساساتی بینظیر و دردناک در او بوجود آید. در نهایت، او نارضایتی و رنجش خود را از عشق بیان میکند که حتی در درون چمنزاری پر از گل، حس تنهایی و درد را احساس میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
میکشم زان تند خو گر صد تغافل میکند
دیگری باشد کجا چندین تحمل میکند
میکند فریاد بلبل از کمال شوق باد
غنچه گویا خندهای در کار بلبل میکند
بر رخ چون زر سرشک همچو سیمم دید و گفت
این گدا را بین که اظهار تجمل میکند
زلف او دل برد و کاکل در پی جانست وای
کانچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل میکند
میکند بی نوگلی خونابهٔ دل در کنار
در چمن وحشی چنین دامن پر از گل میکند