غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
نه عاشق بلهوس باشد که از آزار بگریزد
شاعر در این شعر به بیان وفاداری و تحمل عاشق در برابر رنجها و مشکلاتی که از سوی معشوق به او میرسد، میپردازد. او تأکید میکند که عاشق واقعی هرگز از سختیهای عشق فرار نمیکند و این فرار را نشانه ضعف نمیداند. همچنین، به انتقاد از طعنههای بیپایه و بیوفاییها میپردازد و میگوید که گل (عشق) هرگز بیوفا نیست بلکه مشکلات از ناحیه خود معشوق یا دیگران ناشی میشود. در نهایت، شاعر به وحشی بودن نسبت به عشق و تحمل نیشها و طعنههای دیگران اشاره میکند و تأکید میورزد که عشق واقعی نمیتواند به راحتی ترک شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
نه عاشق بلهوس باشد که از آزار بگریزد
ببر، گر بلبلی درد سر بیهوده از گلشن
که گوید عاشق روی گلم و ز خار بگریزد
نباشد بی وفا گل بلکه مرغی بی وفا باشد
که چون گل را نماند خوبی رخسار بگریزد
بس است این طعنه از پروانه تا جاوید بلبل را
که رنگ و بوی گل چون رفت از گلزار بگریزد
چرا از نسبت خود عشق را تهمت نهد وحشی
کسی کز جور یار و طعنهٔ اغیار بگریزد