باغ ترا نظارگیانی که دیدهاند
گفتند سبزه های خوشش بر دمیدهاند
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و احساسات عاشقانه را به تصویر میکشد. شاعر از باغی سخن میگوید که پر از زیبایی و گل است اما به دلیل جدایی، گلی چیده نشده و زندگی برای پرندگان در قفس تلخ است. او از باد میخواهد که داستان جدایی را به گل بگوید و دلتنگی عاشقان را بیان کند. شاعر در نهایت به بیانصافی مردم و شکایتهای درونی اشاره میکند و از وحشی دعوت میکند که به دنیای عشق و زیبایی بازگردد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باغ ترا نظارگیانی که دیدهاند
گفتند سبزه های خوشش بر دمیدهاند
در بوستان حسن تو گل بر سر گلست
در بسته بودهای و گلش را نچیدهاند
ای باد سرگذشت جدایی به گل بگوی
زین بلبلان که سر به پر اندر کشیدهاند
آیا چگونه میگذرد تلخی قفس
بر طوطیان که بر شکرستان پریدهاند
شکرت به خون رقم شود ار سر بری به جور
عشاق را زبان شکایت بریدهاند
از بیحقیقیست شکایت ز مردمی
کز بهر ما هزار حکایت شنیدهاند
وحشی بیا که آمده آن بلهوس گداز
زرهای کم عیار به آتش رسیدهاند