غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد

در خور شکر عطای تو زبانی بدهد

۲

آن جواهر که توان کرد نثار تو کم است

هم مگر همت تو بحری و کانی بدهد

۳

چشمهٔ فیض گشا خاطر فیاض شماست

وه چه باشد که به ما طبع روانی بدهد

۴

وحشی از عهدهٔ شکر تو نیاید بیرون

عذر این خواهد اگر عمر امانی بدهد

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی