آنکس که دامن از پی کین تو بر زند
بر پای نخل زندگی خود تبر زند
این شعر درباره تأثیرات منفی کینه و انتقام است. شاعر به فردی که به دنبال کینه توزی است، هشدار میدهد که هر عملی که با کینه انجام دهد، در نهایت به خودش آسیب میزند. او بر این نکته تأکید میکند که حتی اگر دشمن بخواهد انتقام بگیرد، در واقع خود را در خطر میاندازد و عواقب منفی احساسات منفی خود را متحمل خواهد شد. همچنین، شاعر به عظمت الهی و قدرت برتر اشاره میکند که میتواند پیروزی و نصرت را برای کسانی که اهل انصاف و حق هستند به ارمغان بیاورد. در نهایت، اشارهای به سرنوشت محتوم و غیرقابل پیشبینی قضا و قدر و ضرورت حفاظت از جان خود در برابر کینه و خشم وجود دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آنکس که دامن از پی کین تو بر زند
بر پای نخل زندگی خود تبر زند
گر کوه خصمی تو کند انتقام تو
آن تیغ را به دست خودش بر کمر زند
از لشکر توجه تو کمترین سوار
تازد برون و یکتنه بر سد حشر زند
قهر تو چون بلند کند گوشهٔ کمان
هر تیر را که قصد کند بر جگر زند
شکر خدا که خصم ترا بر جگر نشست
آن تیرها که خواست ترا بر سپر زند
مرغی کز آشیانهٔ خصم تو بر پرید
الا به خون خود نتواند که پرزند
تودر گلو فشاری خصمی و جان او
در بند فرجهایست که از تن به در زند
مطرب به بزم خواند عدویت چه غافلست
گو کس روانه کن که در نوحه گر زند
در راه سیر کوکب اقبال تو سپهر
در دیدهٔ ستارهٔ بد نیشتر زند
فتحی نمودهای دگر از نو که بر فلک
اقبال طبل نصرت و کوس ظفر زند
وحشی کجاست منکر او تا چو دیگران
خود را به تیغ قهر قضا و قدر زند