گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند
جاوید سایهٔ او بر فرق ما بماند
این شعر به بیان جایگاه و اهمیت شخصیتهایی مانند عقاب، لشکرشکن، ماه، و بزرگانی چون عباس بیگ اعظم میپردازد و بر جاودانگی آنها تأکید میکند. شاعر به محتوای وجودی این شخصیتها اشاره میکند و میگوید که سایه و یاد آنها تا ابد بر سر مردم باقی خواهد ماند. همچنین، با اشاره به عکسالعمل دنیا در برابر آنها، به ماندگاری عظمت و بزرگی میپردازد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که حتی اگر همه چیز در جهان گذرا باشد، تنها خداوند باقی میماند و این امر نشاندهنده ابعاد بالاتر و ماندگاری اصالت معنوی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند
جاوید سایهٔ او بر فرق ما بماند
رفت آنکه لشکری را در حملهای شکستی
لشکر شکن اگر رفت کشور گشا بماند
ماه سپهر مسند ، شد از صف کواکب
مهر ستارهٔ خیل ، گردون لوا بماند
عباس بیک اعظم کز بار احتشامش
تا انقراض عالم گردون دو تا بماند
خان ضعیف پرور کز بهر حفظ جانش
بر چرخ عالمی را دست دعا بماند
خورشید خادم او ، گردون ملازم او
تا حشر این بزرگی، وین کبریا بماند
گردون ذخیره سازد گرد سم سمندش
کز بهر چشم گردون این توتیا بماند
گر دست تیغ فتنه گردون بلند سازد
خشک از نهیب عدلش اندر هوا بماند
گر جان گذاشت خالی نخل رسیدهٔ او
او هر دو تازه نخلش او را بجا بماند
این را به باغ دولت و آنرا به گلشن بخت
یارب که تا قیامت نشو و نما بماند
تو جاودان بمانی گر او نماند باقی
اقبال تو جهان را تا انتها بماند
وحشی همیشه ماند این زبدهٔ زمانه
تا هیچکس نماند تنها خدا بماند