خرم دل آن کس که ز بستان تو آید
گل در بغل از گشت گلستان تو آید
این شعر به ستایش زیبایی و نعمتهای الهی میپردازد و اشاره به لذتهایی دارد که از بستان و گلستان به دست میآید. شاعر به شادی و خوشحالی اشاره میکند که از دلنشینی و زیبایی سرچشمه میگیرد و از سرسبزی چمن و طراوت گلها سخن میگوید. او از طعم زندگی حرف میزند و به حسرتهایی اشاره میکند که از نداشتن این نعمتها به وجود میآید. همچنین، به این نکته اشاره میکند که عشق و زیبایی هرچند ممکن است سختیهایی به همراه داشته باشد، اما همواره برتر از مشکلهای زندگی است. در کل، این شعر تجربیات انسانی و احساست عمیق نسبت به زیبایی و عشق را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خرم دل آن کس که ز بستان تو آید
گل در بغل از گشت گلستان تو آید
ما با لب تفسیده ره بادیه رفتیم
خوش آنکه ز سرچشمهٔ حیوان تو آید
خوش میگذری غنچه گشای چمن کیست
این باد که از جنبش دامان تو آید
بر مائدهٔ خلد خورانم همه خونم
رشک مگسی کان ز سر خوان تو آید
گو ماتم خود دار و به نظاره قدم نه
آنکس که به راه سر میدان تو آید
سر لشکر هر فتنه که آید پی جانی
تازان ز ره عرصهٔ جولان تو آید
وحشی مرض عشق کشد چاره گران را
بیچاره طبیبی که به درمان تو آید