غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بتان که اهل تعلق به قید شان بندند

غریب سخت دلی چند سست پیوندند

۲

تهیهٔ سبب گریه‌های چون زهر است

شکر فشانی اینان که در شکر خندند

۳

در این جریده افسوس رنگ معنی نیست

چنین نگاشته مطبوع صورتی چندند

۴

به رود نیل فکندند دیدهٔ پدران

جماعتی که از ایشان بهینه فرزندند

۵

فغان که نغمه سرایان گل نیند آگه

که هست رنگی و بویی بدانچه خرسندند

۶

حقوق خدمت سد ساله لعب اطفال است

به کشوری که در آن کودکان خداوندند

۷

ز شور این نمکینان جز این نیاید کار

که بر جراحت وحشی نمک پراکندند

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی