نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد
نیاز بلهوس همچون نماز بیوضو باشد
این اشعار به بررسی عمیق نیازهای انسانی و عشق میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که نیازهایی که از هوس نشأت میگیرند، ارزش واقعی ندارند و مانند نماز بدون وضو میمانند. او به مستی و ادعای معرفت اشاره میکند و نشان میدهد که گاهی افراد در ناز و نازایی خود نمیدانند چه در دست دارند. عشق عمیق و واقعی، حتی اگر باعث درد و رنج شود، ارزشمند است. در پایان، شاعر بیمهری را نمیپسندد و امید را از دست نمیدهد، چون ممکن است در دل هر کسی نیت خوب و درستی وجود داشته باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد
نیاز بلهوس همچون نماز بیوضو باشد
ز مستی آنکه میگوید اناالحق کی خبر دارد
که کرسی زیر پا، یا ریسمانش در گلو باشد
نهم در پای جان بندی که تا جاوید نگریزد
از آن کاکل که من دانم گرم یک تار مو باشد
به خون غلتیدم از عشق تو، سد چون من نگرداند
به یک پیمانه آن ساقی کش این میدر سبو باشد
نه صلحت باعثیدارد نه خشمت موجبی ، یارب
چه خواند این طبیعت را کسی وین خو چه خو باشد
بدین بی مهری ظاهر مشو نومید ازو وحشی
چه میدانی توشاید در ته خاطر نکو باشد