با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود
و ز زهر چشم جانب ما دیدنش چه بود
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و سردرگمی شاعر است. شاعر از رفتار معشوق خود شکایت دارد و به این میپردازد که چرا معشوق با وجود داشتن ناز و زیبایی، با او به دوری مینگرد و میخندد. او میپرسد اگر این رفتارها دارای هدف خاصی نیست، پس چرا این همه نشان از نزدیکی و عشق را بروز میدهد. شاعر به تضادها و رفتارهای متناقض معشوق اشاره میکند و از رنجی که این رفتارها برای او به وجود میآورد، شکایت دارد. در نهایت، شاعر از اینکه معشوق بیدلیل به جنگ و اختلاف میپردازد، احساس ناامیدی و کنجکاوی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود
و ز زهر چشم جانب ما دیدنش چه بود
آن ناز چشم کرده سر صلح اگر نداشت
از دور ایستادن و خندیدنش چه بود
اظهار قرب اگر نه غرض بود غیر را
از من ره حریم تو پرسیدنش چه بود
گر وعدهٔ وصال نبودش به دیگران
بی وجه تند گشتن و رنجیدنش چه بود
وحشی اگر نبود زما یار ما به تنگ
بی موجبی به جنگ رسانیدنش چه بود