غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود

چندین شراب در خم و خمخانهٔ که بود

۲

ای مرغ زود رام که آورد نقل و می

دام فریب آب که و دانهٔ که بود

۳

روشن بسان آتش حسنت می که شد

شمعت زبانه کش پی پروانهٔ که بود

۴

آوازه‌ات به مستی و رندی بلند شد

افشای آن ز نعرهٔ مستانهٔ که بود

۵

وحشی چه پرسش است که شد با که آشنا

خود گو که او به غیر تو بیگانه که بود

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی