هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد
که باشم من که بار خاطر یاری ز من باشد
این شعر دربارهٔ احساسات عمیق و دردناک عاشقانه است. شاعر نگران است که از وجود او برای دیگران بار و زحمتی ایجاد شود. او نمیخواهد که کسی به خاطر او زود آزرده یا ناامید شود. همچنین، شاعر از یارانش میخواهد که در صورت نیاز، او را عذر بگذارند و از کلماتی چون "آسیب" و "ناامیدی" یاد میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که اگر در محفل محبوبش صدای شادی نداشته باشد، برایش کافی است که در آنجا به زاری خود بپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد
که باشم من که بار خاطر یاری ز من باشد
گذاریدم همانجایی که میرم بر مداریدم
نمیخواهم که بر دوش کسی باری ز من باشد
حلالی خواستم از جمله یاران قاتل من کو
که خواهم عذر او گر گاهش آزاری ز من باشد
ز اشک ناامیدی برد مژگان آب و میترسم
که ناگه بر سر راه کسی خاری ز من باشد
به کویش گر ندارم صوت عشرت غم مخور وحشی
مرا این بس که آنجا نالهٔ زاری ز من باشد