غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا ابد دولت نواب ولی سلطان باد

ملکت سرمدیش نامزد فرمان باد

۲

آن عصایی که شکست سر قیصر با اوست

پیش قصرت به سر دست کمین دربان باد

۳

دشمنت راکه برو حبس مبست حیات

چین ابروی اجل قفل در زندان باد

۴

رفعت آن جامه که آرد به قد قدر تو راست

طوق جیب فلکش دایرهٔ دامان باد

۵

عرصه گاهی که شکوه تو کند عرض سپاه

طول و عرضش همه ایران و همه توران باد

۶

گرد هر خشم که از تیغ تو در چشم عدوست

ناوک حادثه صف برزده چون مژگان باد

۷

باد یارب ز تو بستان امالی خرم

وحشی نکته سرا بلبل این بستان باد

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی