به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت
ولی به یاد سر کوی یار خواهم رفت
شاعر در این شعر از عشق و دلتنگی خود برای یار صحبت میکند. او میگوید که به کعبه خواهد رفت، اما همیشه یاد یار را با خود دارد. حتی اگر به باغ برود، یاد قامت محبوبش را به یاد خواهد آورد. او احساس میکند که دوری از یار برایش غیرممکن است و اگر یار سفر کند، او نیز از این دیار میرود. شاعر به میکده هم اشاره میکند و میگوید که اگر به آنجا برود، فقط برای ترمیم حال خود خواهد رفت. او در نهایت بیان میکند که اگر در مسیر یار خاک شود، مانند وحشی از آن راه عبور خواهد کرد. بهطور کلی، شعر بیانگر عشق عمیق و تعلق خاطر شاعر به یار است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت
ولی به یاد سر کوی یار خواهم رفت
اگر به باغ روم بهر دیدن گل و سرو
به یاد قامت آن گلعذار خواهم رفت
جدا ز یار چه باشم درین دیار مقیم
چو یار کرد سفر زین دیار خواهم رفت
مرا به میکده ، ای محتسب رجوعی نیست
اگر روم پی دفع خمار خواهم رفت
به رهگذارش اگر خاک ره شود سر من
کجا چو وحشی از آن رهگذار خواهم رفت