رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
تواضعی که به ابرو کنند، کرد و گذشت
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت فردی میپردازد که با رفتارها و نگاههایش تأثیر عمیقی بر دیگران میگذارد. هر بار که او میرسد، با حرکات ظریف و جذاب خود دلها را میرباید و از پاسخ دادن به محبتها خودداری میکند. زیبایی او، نه تنها عقل را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه باعث میشود که بقیه بیدریغ از خود گذشت کنند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که این فرد با وجود قدرت تاثیرگذاری که دارد، به طرز غیرقابل مقاومتی از کنار دیگران میگذرد و هیچکس نمیتواند از شر جذابیت او رهایی یابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
تواضعی که به ابرو کنند، کرد و گذشت
نوازشم به جواب سلام اگر چه نداد
تبسمی ز لب نوشخند کرد و گذشت
به جذبهٔ نگهی کز پیش کشان میبرد
چه صیدها که اسیر کمند کرد و گذشت
کرشمهای که جنون آورد تعقل آن
بلای دانش صد هوشمند کرد و گذشت
یکی قبول نکرد از هزار تحفهٔ جان
بهانه غمزهٔ مشکل پسند کرد و گذشت
که بود این، که ز چشم بدش گزند مباد
که جان بر آتش شوقم سپند کرد و گذشت
رسید و باز به اندک ترحمی وحشی
زبان شکوه به کام تو بند کرد و گذشت