عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هست
بندهٔ شایسته نیست ورنه خریدار هست
در این شعر، شاعر به عشق و وفاداری اشاره میکند و میگوید که عاشق واقعی باید یاری وفادار داشته باشد. او از زیبایی و ناز طرف مقابل میگوید و به فاصلههای عاشقی اشاره میکند که دیدن از دور لازم است. در انتها، شاعر تأکید میکند که اگر در دل کسی رحم نیست، باید از او دوری کرد، چرا که جان انسان توان آزار را ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عاشقِ یکرنگ را یارِ وفادار هست
بندهٔ شایسته نیست ورنه خریدار هست
میرسدت ای پسر بر همهکس ناز کن
حسن و جمالِ تو را نازِ تو در کار هست
گرچه لبت میدهد مژدهٔ حلوای صبح
مانده همان زهرِ چشم تلخیِ گفتار هست
لازمهٔ عاشقی ست رفتن و دیدن ز دور
ورنه ز نزدیک هم رخصتِ دیدار هست
وحشی اگر رحم نیست در دل او گو مباش
شکر که جانِ تو را طاقتِ آزار هست