غزلیات

شمارهٔ ۸۷

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست

عنایتی که تو داری به من بیانی نیست

۲

کرشمه گرم سؤال است، لب مکن رنجه

که احتیاج به پرسیدن زبانی نیست

۳

رموز کشف و کرامات سالکان طریق

ورای رمز شناسی و نکته‌دانی نیست

۴

به هر که خواه نشین گرچه این نه شیوهٔ تست

که از تو در دل ما راه بدگمانی نیست

۵

مرا ز کیش محبت همین پسند افتاد

که گرچه هست سد آواز سرگرانی نیست

۶

تو خون مردهٔ وحشی چرا نمی‌ریزی

بریز تا برود، آب زندگانی نیست

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی