چه لطفها که در این شیوهٔ نهانی نیست
عنایتی که تو داری به من بیانی نیست
این شعر به بیان عشق و محبت میان عاشق و معشوق میپردازد و به نوعی از ویژگیهای عشق و حالاتی که در این مسیر وجود دارد، اشاره دارد. شاعر به بیان لطفهای نهانی معشوق و بینیازی از کلام در ارتباط با عشق اشاره میکند. او همچنین به سادگی و روانی درک محبت و پرهیز از بدگمانی میپردازد. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که احساسات و عشق خود را نشان دهد، زیرا زندگی بدون این احساسات معنا ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه لطفها که در این شیوهٔ نهانی نیست
عنایتی که تو داری به من بیانی نیست
کرشمه گرم سؤال است، لب مکن رنجه
که احتیاج به پرسیدن زبانی نیست
رموز کشف و کرامات سالکان طریق
ورای رمز شناسی و نکتهدانی نیست
به هر که خواه نشین گرچه این نه شیوهٔ تست
که از تو در دل ما راه بدگمانی نیست
مرا ز کیش محبت همین پسند افتاد
که گرچه هست سد آواز سرگرانی نیست
تو خون مردهٔ وحشی چرا نمیریزی
بریز تا برود، آب زندگانی نیست