کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
قرب نزدیکان مجلس حرف و صوتی بیش نیست
در این شعر، شاعر به بیان احساس تنهایی و دوری از محبوبان میپردازد. او میگوید که در مجالس عشق، نزدیک بودن به محبوبان فقط به معنای گفتمان و صدا است و عشق واقعی در دوری و فراق نهفته است. همچنین اشاره میکند که زیبایی و صفای واقعی در دوری موجود است و نزدیکان تنها در پی لذتهای دنیوی هستند. شاعر به رابطه عمیق و ارزشمند عشق اشاره دارد و تأکید میکند که عشق حقیقی نیازمند صبر و دوری است و در این دوری، عمق احساسات نمایان میشود. در نهایت، او به تعبیر زهر و منحرف شدن از راه راست عشق اشاره میکند و از جاهلانی که به دنبال لذتهای زودگذر هستند، انتقاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
قرب نزدیکان مجلس حرف و صوتی بیش نیست
در صلات عاشقان دوری و تنهاییست رکن
گو قضا کن طاعت خود هر که اینش کیش نیست
ما نکو دانیم طور حسن دور افتاده دوست
قرب ارزانی به مشتاقی که دور اندیش نیست
بر سر خوانند نزدیکان ولیکن لطف شاه
منتظر جز بر ره دریوزهٔ درویش نیست
انگبین زهر هلاک تست با دوری بساز
ای مگس مرگ تو در نوش است اندر نیش نیست
دلبران وحشی حکیمانند ضایع کی کنند
مرهم خود را بر آن دل کز محبت ریش نیست