مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
هشیار چون شوی به تو گویم که حال چیست
این شعر به بیان حال دل شاعر و احساسات عاشقانه او میپردازد. شاعر در ابتدا از مستی و بیخبری صحبت میکند و میگوید که وقتی هشیار شوید، به شما میگویم که حال من چگونه است. او به بیان احوال خود میپردازد و اشاره دارد به اینکه دیگران ممکن است او را به اشتباه درک کنند. همچنین، شاعر به عشق و مشکلات آن اشاره میکند و به کسی که سوالاتی در مورد عشق دارد، میگوید که او خود مجتهد در این زمینه است و به سوالاتش پاسخ خواهد داد. در نهایت، فضای شعر به نوعی از حسرت و longing اشاره دارد و به دنبال درک عمیقتری از عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
هشیار چون شوی به تو گویم که حال چیست
من حرف می کشیدن اغیار میزنم
آن مست ناز را عرق انفعال چیست
خنجر کشی که ما ز تو قطع نظر کنیم
کی میبریم از تو ، ترا در خیال چیست
از دشت هجر میرسم آگاهیم دهید
وضع نشست و خاست به بزم وصال چیست
وحشی مپرس مسأله عاشقی ز من
مفتی منم به دین محبت سؤال چیست