باز این عتاب و شیوهٔ عاشقگداز چیست
بر ابرو اینهمه گرهِ نیمباز چیست
در این شعر، شاعر به معشوق خود با زبان عاشقانه و عتابآلود صحبت میکند. او از ابرو و چشم معشوق میپرسد که چرا این همه رمز و راز دارد و آیا زیبایی او شکر است یا زهر. شاعر از سوختن دل خود در نگاه اول یاد میکند و به تغافل و بیتوجهی معشوق انتقاد میکند. او از معشوق میخواهد که اگر از او دور شود، حداقل نگاهی به او بیندازد. در پایان، شاعر به افشای راز عشق اشاره میکند و به این نکته میپردازد که هر راز عاشقانهای، ذاتاً ناگفته و خصوصی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باز این عتاب و شیوهٔ عاشقگداز چیست
بر ابرو اینهمه گرهِ نیمباز چیست
زهرم دهند یا شکر آن چشم و لب بگو
امرِ کرشمهٔ تو و فرمانِ ناز چیست
ما خود بسوختیم در اول نگاهِ گرم
این شعلهٔ تغافلِ طاقتگداز چیست
از ما اگر کناره کنی حایلی بکن
اما نگاه را ز نگار احتراز چیست
یک زخمِ دورباش چو کوتهنظر نخورد
پس مدعا از این مژههای دراز چیست
این لطفها که صرف دگرها ست کو یکی
تا بنگرد که عجز کدام و نیاز چیست
وحشی همیشه رازِ تو فاش از زبانِ تو ست
باز این سخنگزاری و افشای راز چیست