قدر اهل درد صاحب درد میداند که چیست
مرد صاحب درد، درد مرد، میداند که چیست
این اشعار به بیان دردها و رنجهای عمیق انسانی میپردازد. شاعر به نقش تجربه و درک عمیق در شناخت دردها اشاره میکند و میگوید که تنها کسی که خود رنج کشیده، میتواند درد دیگران را بفهمد. هر فردی با حال و وضع خاص خود، تنها خودش حال دیگران را به درستی درک میکند. همچنین ذکر میشود که کسانی که آرزویی دارند، سختیهای آن را بهتر حس میکنند. در بقیه ابیات، عشق و تجربیات تلخ و شیرین آن به نمایش گذاشته میشود و اینکه تنها عاقلان میتوانند پیچیدگیهای عشق را درک کنند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که همه اینها در زندگی باعث درک عمیقتری از رنج و خوشی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قدر اهل درد صاحب درد میداند که چیست
مرد صاحب درد، درد مرد، میداند که چیست
هر زمان در مجمعی گردی چه دانی حال ما
حال تنها گرد، تنها گرد، میداند که چیست
رنج آنهایی که تخم آرزویی کشتهاند
آنکه نخل حسرتی پرورد میداند که چیست
آتش سردی که بگدازد درون سنگ را
هرکرا بودست آه سرد، میداندکه چیست
بازی عشقست کاینجا عاقلان در شش درند
عقل کی منصوبهٔ این نرد میداند که چیست
قطرهای از بادهٔ عشقست صد دریای زهر
هر که یک پیمانه زین می خورد، میداند که چیست
وحشی آنکس را که خونی چند رفت از راه چشم
علت آثار روی زرد میداند که چیست