یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟
با او که شد حریف و کنون همعنان کیست ؟
در این شعر، شاعر به جستجوی یاری میپردازد که در سفرش با او همزبان بوده و در حال حاضر از او جدا شده است. او درپی شخصی است که بهگونهای دلشکسته و غمگین است و میاندیشد که این یار، با چه کسانی در ارتباط است و چه احساسی نسبت به او دارد. شاعر به ماه تشبیه میکند که در یک خیمه جای دارد و از او میپرسد که با چه کسی در رابطه است و به چه کسی محبت میکند. در نهایت، شاعر به غم و اندوه خود اشاره میکند که از فراق آن یار نشأت گرفته و این غم او را به مرز نابودی رسانده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟
با او که شد حریف و کنون همعنان کیست ؟
ماهی که چرخ ساخت به دستان ز من جدا
تا با که ، دوست گشته و همداستان کیست ؟
تا همچو ماه خیمه به سر منزل که زد
وز مهر با که دم زند و مهربان کیست ؟
آن مه کزو رسید فغانم به گوش چرخ
یارب نهاده گوش به سوی دهان کیست ؟
وحشی همین نه جان تو فرسوده شد ز غم
آنک از غم فراق نفرسود جان کیست ؟