مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست
باز این تدبیر بهرِ جانِ بیتدبیرِ کیست
این شعر به نوعی در مورد عشق و زیبایی و حسرت و درخواست از معشوق است. شاعر از غمزه و زیبایی چشمان محبوبش سخن میگوید و به تسخیر قلبش توسط او اشاره میکند. او میپرسد که در این بازی محبت، چه کسی در این غفلت و بیتوجهی نقش دارد. شاعر به غمزه محبوبش اشاره میکند و میخواهد بداند که آیا میتواند احساساتش را آسیبپذیر کند و دلش را هدف تیر عشق قرار دهد. او همچنین به غرور و ناز محبوب و قیمت یک نگاه از طرف او اشاره میکند، و در نهایت، از احساس دلسوزی و ناامیدیاش میگوید. در کل، شعر بیانگر درد و زیباییهای عشق و درخواست عشق از طرف محبوب است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مشورت با غمزه چشمت را پیِ تسخیرِ کیست
باز این تدبیر بهرِ جانِ بیتدبیرِ کیست
دستِ یاري کـآستین مالیده جیبِ ما گرفت
جیبِ ما بگذاشت، تا دیگر گریبانگیرِ کیست
ای خدنگِ غمزه ضایع کن به ما هم ناوکی
تا بداند جانِ ما آماجگاهِ تیرِ کیست
این غرورِ ناز یاد از بندیِ نو میدهد
حسن را در دستِ استغنا سرِ زنجیرِ کیست
بندهای چون من که خواهد از تو قیمت یک نگاه
آورد گر دیگری در بیعش از تقصیرِ کیست
نام گو موقوف کن وحشی که این طومارِ شوق
هست گویا کز زبانِ عجزِ بیتأثیرِ کیست