غزلیات

شمارهٔ ۶۴

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آنکس که مرا از نظر انداخته اینست

اینست که پامال غمم ساخته، اینست

۲

شوخی که برون آمده شب مست و سرانداز

تیغم زده و کشته و نشناخته، اینست

۳

ترکی که ازو خانهٔ من رفته به تاراج

اینست که از خانه برون تاخته اینست

۴

ماهی که بود پادشه خیل نکویان

اینست که از ناز قد افراخته، اینست

۵

وحشی که به شطرنج غم و نرد محبت

یکباره متاع دل و دین باخته اینست

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی