غزلیات

شمارهٔ ۶۳

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست

یک روز تحمل نکنم طاقتم اینست

۲

بر خنجر الماس نهادم ز تو پهلو

آسوده دلا بین که ز تو راحتم اینست

۳

جایی که بود خاک به سد عزت سرمه

بیقدر تر از خاک رهم، عزتم اینست

۴

با خاک من آمیخته خونابهٔ حسرت

زین آب سرشتند مرا ، طینتم اینست

۵

میلم همه جاییست که خواری همه آنجاست

با خصلت ذاتی چه کنم فطرتم اینست

۶

وحشی نرود از در جانان به سد آزار

در اصل چنین آمده‌ام ، خصلتم اینست

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی