بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
نیشکر امید ز باغم بر آمدست
این شعر به شادی و امید اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه زبان شکر به جنبش درآمده و نیشکر امید از باغ به بار آمده، از لذت و خوشحالی ناشی از رسیدن به آرزوها صحبت میکند. او درباره دولتی که در جستجویش بودند، میگوید که اکنون خود به سراغشان آمده است. همچنین به سینهای که زنگزده بوده اشاره میکند و میپرسد دلش کجاست، و اینکه اکنون زمانی برای شادی و بشارت است. در نهایت، شاعر با اشاره به وحشی بودنش، میگوید که هرگز چنین شادی و سروری را تجربه نکرده و انگار دروغهای ناامیدی به حقیقت تبدیل شدهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
نیشکر امید ز باغم بر آمدست
آن دولتی که میطلبیدیم در به در
پرسیده راه خانه و خود بر در آمدست
ای سینه زنگ بسته دلی داشتی کجاست
آیینهات بیار که روشنگر آمدست
تا بامداد کوس بشارت زدیم دوش
غم را ازین شکست که بر لشکر آمدست
از من دهید مژده به مرغ شکر پرست
کاینک ز راه قافلهٔ شکر آمدست
وحشی تو هرگز اینهمه شادی نداشتی
گویا دروغهای منت باور آمدست