هنوز عاشقیو دلرباییی نشدست
هنوز زوری و زور آزماییی نشدست
شاعر در این شعر به موضوع عشق و حال و هوای عاشقی پرداخته است. او اشاره میکند که هنوز عشق کامل نشده و هنوز هیچ چیز در رابطه مشخص نیست. دل در حال درخواست عشق و محبت است اما هنوز فرصتی برای نشان دادن عشق یا گدایی محبت وجود ندارد. شاعر به روند عشق و احساسات اشاره میکند و از پیچیدگیهای ناگفته و عدم قطعیت در روابط صحبت میکند. او همچنین به لزوم صبوری در عشق تأکید میکند، زیرا هنوز زمان مناسب برای ابراز احساسات و رقابت در عشق نرسیده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هنوز عاشقیو دلرباییی نشدست
هنوز زوری و زور آزماییی نشدست
هنوز نیست مشخص که دل چه پیش کسیست
هنوز مبحث قید و رهاییی نشدست
دل ایستاده به دریوزهٔ کرشمه، ولی
هنوز فرصت عرض گداییی نشدست
ز اختلاط تو امروز یافتم سد چیز
عجب که داعیهٔ بیوفاییی نشدست
همین تواضع عام است حسن را با عشق
میان ناز و نیاز آشنایی نشدست
نگه ذخیرهٔ دیدار گو بنه امروز
که هست فرصت و طرح جداییی نشدست
هنوز اول عشق است صبر کن وحشی
مجال رشکی و غیرت فزاییی نشدست