غزلیات

شمارهٔ ۵۷

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هنوز عاشقی‌و دلرباییی نشدست

هنوز زوری و زور آزماییی نشدست

۲

هنوز نیست مشخص که دل چه پیش کسیست

هنوز مبحث قید و رهاییی نشدست

۳

دل ایستاده به دریوزهٔ کرشمه، ولی

هنوز فرصت عرض گداییی نشدست

۴

ز اختلاط تو امروز یافتم سد چیز

عجب که داعیهٔ بیوفاییی نشدست

۵

همین تواضع عام است حسن را با عشق

میان ناز و نیاز آشنایی نشدست

۶

نگه ذخیرهٔ دیدار گو بنه امروز

که هست فرصت و طرح جداییی نشدست

۷

هنوز اول عشق است صبر کن وحشی

مجال رشکی و غیرت فزاییی نشدست

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی