غزلیات

شمارهٔ ۵۲

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

وداع جان و تنم استماع رفتن تست

مرو که گر بروی خون من به گردن تست

۲

زمانه دامنت از دست ما برون مکناد

خدای را نروی دست ما و دامن تست

۳

به کشوری که کس از دوستی نشان ندهد

مرو مرو که نه جای تو ، جای دشمن تست

۴

نشین و بال برافشان که هر کجا مرغیست

وطن گذاشته ، در آرزوی گلشن تست

۵

در آتشی ز فراقش فتاده‌ای وحشی

که هر زبانهٔ آن برق سد چو خرمن تست

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی