بهر دلم که درد کش و داغدار تست
داروی صبر باید و آن در دیار تست
شاعر در این شعر از درد و رنجی که به خاطر عشق و جدایی میکشد صحبت میکند. او میگوید که صبر تنها دارویی است که میتواند به او کمک کند و این درد ناشی از بیوفایی معشوق است. شاعر از شکایت و دشنامهایی که در زندگیاش وجود دارد میگوید و به ناراحتیاش از فراموشی معشوق اشاره میکند. در نهایت، او به انتظار و longing خود برای وصال به محبوبش تأکید میکند و از احساساتی مشابه مجنون در داستانهای عاشقانه یاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بهر دلم که درد کش و داغدار تست
داروی صبر باید و آن در دیار تست
یک بار نام من به غلط بر زبان نراند
ما را شکایت از قلم مشکبار تست
بر پاره کاغذی دو سه مدی توان کشید
دشنام و هر چه هست غرض یادگار تست
تو بیوفا چه باز فراموش پیشهای
بیچاره آن اسیر که امیدوار تست
هان این پیام وصل که اینک روانه است
جانم به لب رسیده که در انتظار تست
مجنون هزار نامه ز لیلی زیاده داشت
وحشی که همچو یار فراموشکار تست