به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
وفا مصاحب دیرینهٔ محبت ماست
این شعر به بیان احساسات عاطفی و محبت زایدی که شاعر نسبت به محبوب دارد، میپردازد. شاعر میگوید که ترک محبت و وفا خلاف عادت اوست و جفای محبوب به او ناشی از بیمروتی زمانه است. او میافزاید که دیگران نیز در عشق خود شکست خوردهاند و نگاهی به شرایط خود نمیکند. به علاوه، او احساس میکند که محبوب با کم محلیاش عزتش را میبرد و او را به خواری میکشاند. شاعر میگوید که برای بهدست آوردن دل محبوب، طاقت و صبرش به پایان رسیده است و در انتها اشاره میکند که ارزشش قابل سنجش با یک نگاه از محبوب است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
وفا مصاحب دیرینهٔ محبت ماست
تو و خلاف مروت خدا نگه دارد
به ما جفای تو از بخت بی مروت ماست
بسا گدا به شهان نرد عشق باختهاند
به ما مخند که این رسم بد نه بدعت ماست
به دیگری نگذاریم ، مردهایم مگر
نشان تیر تغافل شدن که خدمت ماست
تویی که عزت ما میبری به کم محلی
و گرنه خواری عشقت هلاک صحبت ماست
به دعوی آمده بودیم چاشنی کردیم
کمانِ تو، نه به بازوی صبر و طاقت ماست
هزار بنده چو وحشی خرید و کرد آزاد
کند مضایقه از یک نگه که قیمت ماست