غزلیات

شمارهٔ ۴۷

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در دل همان محبت پیشینه باقی است

آن دوستی که بود در این سینه باقی است

۲

باز آ و حسن جلوه ده و عرض ناز کن

کان دل که بود صاف چو آیینه باقی است

۳

از ما فروتنی‌ست بکش تیغ انتقام

بر خاطر شریفت اگر کینه باقی است

۴

نقدینه وفاست همان بر عیار خویش

قفلی که بود بر در گنجینه باقی است

۵

وحشی اگر ز کسوت رندی دلت گرفت

زهد و صلاح و خرقهٔ پشمینه باقی است

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی