غزلیات

شمارهٔ ۴۶

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ابر است و اعتدال هوای خزانی است

ساقی بیا که وقت می ارغوانی است

۲

در زیر ابر ساغر خورشید شد نهان

روز قدح کشیدن و عیش نهانی است

۳

ساقی بیا و جام می مشکبو بیار

این دم که باد صبح به عنبر فشانی است

۴

می هست و اعتدال هوا هست و سبزه هست

چیزی که نیست صحبت یاران جانی است

۵

یاری به دست‌آر موافق تو وحشیا

کان یار باقی است و خود این جمله فانی است

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی