غزلیات

شمارهٔ ۴۵

سرودهٔ وحشی بافقی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یار ما بی رحم یاری بوده است

عشق او با صعب کاری بوده است

۲

لطف او نسبت به من این یک دو سال

گر شماری یک دوباری بوده است

۳

تا به غایت ما هنر پنداشتیم

عاشقی خود عیب و عاری بوده است

۴

لیلی و مجنون به هم می‌بوده‌اند

پیش ازین خوش روزگاری بوده است

۵

می‌شنیدم من که این وحشی کسیست

او عجب بی اعتباری بوده است

بازگشت به سروده‌های وحشی بافقی