خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است
سخن به رمز بگویم که غیر، غماز است
این شعر به زیبایی و پیچیدگی احساسات انسانی و رازهای پنهان اشاره میکند. شاعر بزم و خوشی را توصیف میکند، اما هشدار میدهد که این خوشی ممکن است ساختگی باشد و افراد خیانتکار در آن حضور دارند. او از زبان رمزآلود استفاده میکند تا رازهای دلش را بیان کند که ممکن است به دست دیگران بیفتد. همچنین به عدم اعتماد به دیگران تأکید میکند و یادآوری میکند که حتی دوستان نیز ممکن است به دشمنی تبدیل شوند. در نهایت، شاعر به لزوم احتیاط در همنشینی با دیگران و آماده شدن برای پرواز به سمتی بهتر اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است
سخن به رمز بگویم که غیر، غماز است
که بر خزانهٔ این رازهای پنهان زد؟
که قفل تافته افتاده است و در باز است
به اعتماد کس ای غنچه راز دل مگشای
که بلبل تو به زاغ و زغن هم آواز است
نه زخم ماست همین از کمان دشمن و بس
که دوست نیز کمان ساز و ناوک انداز است
زمان قهقههٔ کبک ، خوش دراز کشید
مجال گریهٔ خونین و چنگل باز است
حذر ز وحشت این آستانه کن وحشی
غبار بال بر افشان که وقت پرواز است