بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
سلخ ماه دگر و غرهٔ ماه دگر است
این شعر به مضامین عشق و زیبایی اشاره دارد. شاعر در مورد عشق جدید خود صحبت میکند و از جذابیت و شکوه آن میگوید. او به خاطر عشقش امید دارد، و به کسانی که به او نزدیکاند، توصیه میکند که برای مجروحان عشق خبر خوشی بیاورند. شاعر همچنین به عیبها و هنرها اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس بدون عیب نیست. او به وفاداری خود اشاره کرده و تأکید میکند که در عشق، آیندهای پراز خطر وجود دارد و باید با احتیاط پیش برود. در نهایت، شاعر نسبت به پیچیدگیهای عاطفی و چالشهای عشق هشدار میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
سلخ ماه دگر و غرهٔ ماه دگر است
آنکه در باغ دلم ریشه فرو برده ز نو
گرچه نوخیز نهالیست ، سراپا ثمر است
طوطی ما که به غیر از قفس تنگ ندید
این زمان بالفشان بر سر تُنگ شکر است
بشتابید و به مجروح کهن مژده برید
که طبیب آمد و در چارهٔ ریش جگر است
آنکه بیند همه عیبم نرسیدست آنجا
که هنرها همه عیب و همه عیبی هنر است
از وفای پسران عشق مرا طالع نیست
ورنه از من که در این شهر وفادارتر است ؟
وحشیِ عاقبت اندیش، از آنسو نروی
که از آن چشم پرآشوب رهی پرخطر است