در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
بر حذر باش در این راه که سر در خطر است
این شعر درباره چالشها و خطرات عشق است. شاعر هشدار میدهد که در مسیر عشق، خطراتی وجود دارد که ممکن است به سرنوشت painful بینجامد. او از درد و رنجهای عاطفی خود صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که گاهی بر خلاف میل خود، عشق به سوی مشکلاتی میکشانده میشود. در نهایت، شاعر ابراز میکند که نمیتواند غم خود را پنهان کند، زیرا همه از دردهای یکدیگر آگاهند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
بر حذر باش در این راه که سر در خطر است
پیش از آنروز که میرم جگرم را بشکاف
تا ببینی که چه خونها ز توام در جگر است
چه کنم با دل خودکام بلا دوست که او
میرود بیشتر آنجا که بلا بیسپر است
شمع سرگرم به تاج سرخویش است چرا
با چنین زندگیی کز سر شب تا سحر است
چند گویند به وحشی که نهان کن غم خویش
از که پوشد غم خود چون همه کس را خبر است