لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار است
گر بهظاهر سخنش نیست سخن بسیار است
در این شعر، شاعر از لطف پنهانی معشوقش سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که حتی اگر در ظاهر نشان ندهد، محبت و سخن بسیار در دل او وجود دارد. او به کمبود فرصت برای دیدن زیباییهای زندگی و آرزوهای دل پرندگان اشاره میکند. دل شاعر در آرزوی زیبایی معشوقش است و با وجودی که در باغ گلها و میوهها فراوانند، تنها دلباخته سمن و سرو محبوبش است. همچنین به خیانت یار و شکست توبههایش اشاره میکند و در پایان خود را در غم دوست سرشار از صبر میداند، گرچه میداند که این صبر در دلش بسیار و طاقتفرساست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار است
گر بهظاهر سخنش نیست سخن بسیار است
فرصتِ دیدنِ گل آه که بسیار کم است
و آرزوی دلِ مرغانِ چمن بسیار است
دلِ من در هوسِ سروِ سمن رخساری ست
ورنه بر طرفِ چمن سرو و سمن بسیار است
یار ساقی شد و صد توبه به یک حیله شکست
حیلهانگیزیِ آن عهدشکن بسیار است
وحشی از من مطلب صبر بسی در غمِ دوست
اندکی گر بودم صبر ز من بسیار است