این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
آرزو بخش دل اندوهگین من کجاست
شاعر در این اشعار به جستجوی یاری dear و محبوب خود میپردازد. او از غم و اندوهی که بر دلش سایه افکنده، شکایت دارد و از صبا میخواهد تا به او کمک کند و دردهایش را ببیند. شاعر به شدت از دوری محبوب رنج میبرد و احساس میکند که دیگر صبرش تمام شده است. همچنین او به محنت و رنج ناشی از جدایی اشاره میکند و در نهایت میخواهد ببیند منبع خوشحالیاش کجاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
آرزو بخش دل اندوهگین من کجاست
جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنم
باعث خوشحالی جان غمین من کجاست
ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببین
رنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست
دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماند
آفت صبر و دل و آشوب دین من کجاست
محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرا
مایهٔ عیش دل اندوهگین من کجاست