مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب
این شعری از شاعر ایرانی است که در آن احساسات شدید عشق و longing (فراق) را بیان میکند. شاعر در این شب بیخوابی و بیتابی به انتظار وصال محبوبش نشسته و از شادی دیدار او از خواب محروم مانده است. او از خشم و ناامیدی خود میگوید و به احساس غم و تنهایی خود اشاره میکند. در یک محفل، صحبت از آتش شوق و اشتیاق به محبوب اوست، اما هیچکسی به او توجه نمیکند. شاعر همچنین به دوری محبوب اشاره دارد و تصور میکند که احساساتش او را به مرگ نزدیک کرده است. در نهایت، او با بیتابی از اشکهایش یاد میکند که مانند شمعی هست که در کنارش سوزانده میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب
گریه بس کردهام ای جغد نشین فارغ بال
که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب
دورم از خاک در یار و به مردن نزدیک
چون کنم چارهٔ من چیست در این باب امشب
بسکه در مجلس ما رفت سخن ز آتش شوق
نفسی گرم نشد دیدهٔ احباب امشب
شمع سان پرگهر اشک کناری دارم
وحشی از دوری آن گوهر سیراب امشب