گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
چو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب
در این اشعار، شاعر به حالت عاشقانه خود اشاره میکند و از احساساتش نسبت به معشوق میگوید. او از یاد کردن معشوق و تأثیر آن بر دل شیدایش میگوید و از دلتنگی و اشتیاقی که در دل دارد شکایت میکند. شاعر همچنین به تنهایی و مصیبتهای شبانهاش اشاره میکند و از اینکه هیچ کس به فریادش نمیرسد، گلایه میکند. در نهایت، او از وضعیتی میگوید که به جنون و دیوانگی منجر شده و به دنبال فرار از این احساسات سخت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
چو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب
گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازد
چسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب
به آه و نالهٔ شبها اسیرم کرد و فارغ شد
چرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب
به بازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفش
بد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب