شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
دیدی که چه شد با چه کسان یار مصاحب
در این شعر، شاعر به احساسات خود نسبت به یارش اشاره میکند که اکنون با دیگران همراه است و این وضعیت دل او را میآزارد. او به زیبایی و جذابیت یارش اشاره میکند و بیان میکند که در چنین شرایطی بزم او رنگین نمیشود. شاعر خود را در مقایسه با یار که مقام و حسن بالایی دارد، در موقعیتی پایینتر میبیند و از او میخواهد که چرا ناگهان از آنها قطع ارتباط کرده است. در نهایت، شاعر به وفاداری و وابستگیهایش نسبت به یار اشاره میکند و از تغییرات پیشآمده در رابطهشان ابراز ناراحتی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
دیدی که چه شد با چه کسان یار مصاحب
رنگین شدن بزم من از یار محال است
زین گونه که گردیده به اغیار مصاحب
من رند گدا پیشه و او پادشه حسن
با همچو منی کی شود از عار مصاحب
یکباره چرا قطع نظر میکنی از ما
بودیم نه آخر به تو یکبار مصاحب
وحشی شده دمساز سگان سرکویت
گردیده به یاران وفادار مصاحب