بر قول مدعی مکش ای فتنهگر مرا
گر میکشی بکش به گناه دگر مرا
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است که در آن از ناامیدی و دردهای ناشی از خیانت و فتنه صحبت میکند. او میگوید که اگر کسی قصد کشتن او را دارد، باید به خاطر گناهی غیر از خود او این کار را انجام دهد. شاعر به عدم اعتبار خود در برابر محبوب اشاره میکند و میگوید که هر لحظه، شوقش برای دیدار محبوب بیشتر میشود. او به تیغ محبوبش اشاره میکند و میگوید که ده بار هم زیر تیغ او باشد، اما این دردها او را از دردهای دیگر نجات داده است. در انتها نیز به عیبجویی دیگران طعنه میزند و میگوید که خود او عیبهای دیگران را دیده است و بس است این نوع هنر.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر قول مدعی مکش ای فتنهگر مرا
گر میکشی بکش به گناه دگر مرا
پیشت به قدر غیر مرا اعتبار نیست
بی اعتبار کرده فلک اینقَدَر مرا
شوقم چنان فزود که هرگه نهان شوی
باید دوید بر سر صد رهگذر مرا
برگردنم ز تیغ تو صد بار منت است
زیرا که وارهاند ز صد دردسر مرا
وحشی صفت ز عیب کسان دیده بستهام
ای عیبجو برو که بس است این هنر مرا